تبليغاتX
❤ عاشق خیابونی ❤

نازی جوووووووون
 

کبوتر شد و رفت

 

روی قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت
                                                                    زير باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت

چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم
                                                                        آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

روز ميلاد  ، همان روز که عاشق شده بود
                                                                            مرگ با لحظه ی ميلاد برابر شد و رفت

او کسی بود که از غرق شدن می ترسيد

                                                                              عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت

هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد

                                                                        دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت

 

                 
 
 
+ تاریخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ساعت 22:17 نویسنده نازی جیگر |

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی



به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی


رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی



وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه


فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه



قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی


خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی

 

 

 

 


+ تاریخ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ساعت 18:58 نویسنده نازی جیگر |

                        

                            عطر نرگس ، رقص باد ،نغمه ي شوق پرستوهاي شاد ،

                                          خلوت گرم كبوتر هاي مست ،

                                          نرم نرمك مي رسد اينك بهار ،

                                                    خوش بحال روزگار،

                                              پيشاپيش عيد نوروز مبارک.

+ تاریخ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ساعت 19:2 نویسنده نازی جیگر |

 

 

لبهایت را به لبهایم نزدیک کن

بگذار گرمی نفسهایت وجودم را بسوزاند

نفسهایت با من حرف میزند

و چه بلند فریاد میکشد

با من بمان

یواشتر ، روزگار خواب است

نگذار روزگار بیدار شود

که لذت خاله بازی های ما را

همچون پدری  خشمگین

از ما بگیرد.

بگذار بازدم  تو دم  من باشد

بگذار هوا را بین لبهایمان قسمت کنیم

بگذار........

+ تاریخ جمعه بیست و سوم دی 1390 ساعت 13:21 نویسنده نازی جیگر |

سلام به همه ی دوستای گلم از همتون معذرت میخوام چون خیلی کم بهتون سر میزنم ولی قول میدم

 از این به بعد در هفته یه روز بیام .

خیلی دوستون دارم و ممنون که بهم سر میزنین

اینم اپ جدیدم امیدوارم تکراری نباشه

 

رفتم پمپ بنزین به یارو میگم ۴۰ تا بزن
میگه ۴۰ لیتر؟
پَـــ نَ پَــــ ۴۰ تا قاشق چای خوری

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟
پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد

دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟
پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!

دارم رو تردمیل میدووم یارو میگه اینجوری میدویی لاغر کنی؟؟
پـَــ نَ پـَـــ دارم واسه نقش آفرینی تو سری جدید میگ میگ آماده میشم...!!

پریشب تو خیابون میرفتم داشتم با فندکم بازی میکردم،
پلیس رد شده میگه اون چیه؟ فندکه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ مشعل المپیکه دارم میبرم لندن!!

۲ ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!
 
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟
پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم…

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین!

رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل!
میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟
پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه

میگم دیشب یه پشه اومده بود تو اتاقم
میگه کشتیش؟
پَــــ نَ پَـــــ اومدم بِزنم، نتونستم ، خونِ من تو رگهاش جریان داشت! ،یهو گفت بابا …!! بعدشم نشَستیم دوتایی تا صبح گریه کردیم ، گوشه اتاق

رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم …
آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟
پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!

عکس نیمه ی راست صورتم رو گذاشتم فیس بوک
اومده میگه : عکس نصفه گذاشتی رو پروفایلت ؟
پـَ نه پـَ توی حراج بودم ۵۰ در ۱۰۰ تخفیف بهم خورده این شکلی شدم

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن. خواهرم اومده می گه چیزی شکوندی؟
پـَـ نه پَــ، شیشه نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین!

کله صبحی رفیقم می‌خواست بیاد درس بخونیم، بهش زنگ زدم گفتم دوتا نون هم بگیر بیار.
گفت واسه صبحونه؟
پـَـ نه پَــ، واسه ذخیره سازی تو روزای سخت زمستون!

خواهرم از بیرون میاد خونه... می‌بینه پشت سیستمم... می گه کامپیوتر روشن کردی؟
پـَـ نه پَــ، دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه!

تو هواپیما نشستم دارم دعا می‌خونم بغل دستیم می‌گه دعا می‌کنی سالم برسی؟
پـَـ نه پَــ، دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می‌کنم سقوط کنیم!
+ تاریخ پنجشنبه سوم آذر 1390 ساعت 12:14 نویسنده نازی جیگر |

 

تقدیم به تنها عشق زندگیم  .  sh  .

 

 بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند

قاب عکس توست اما شیشه عمر من است

بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند

تار موی توست اما ریشه عمر من است

 

+ تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ساعت 11:25 نویسنده نازی جیگر |

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت


من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند

و چشم هایش را می بندد و می گوید


من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند


همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد


همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند


گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه

و گاهی ازت بسیار دورمیشود


حالا یادت آمد من کی هستم

+ تاریخ یکشنبه هفدهم مهر 1390 ساعت 9:39 نویسنده نازی جیگر |

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است

نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است

 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

 بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

+ تاریخ جمعه هشتم مهر 1390 ساعت 15:31 نویسنده نازی جیگر |

 

مشخصات همسر اینده پسرای امروزی


حداقل مشخصات

الف : مشخصات ظاهری

-
قد 165-170

-
وزن 50-60 بیشتر نباشه هااا!!!! زن میخوایم


-
اندام برزیلی

-
چهره متناسب و دوست داشتنی

-
تیپ تینیجر( آقا خودمم نمیدونم چی میشه ... فک کنم میشه نازک وخردسال حالا مد شده مام ازهمونا میخوایم )

-
لباس مارک پوش حتما

-
تمایل به عطر های زنانه ( خوشم نمیاد مردونه بزنه )

- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت میاد مردا رژ لب بزنن ؟)

-
رنگ پوست یا برنزه یا سفید، وسط نداره بگی من سبزه ام ! نه التماس نکن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اینجا سیاه نکن .... 

-
رنگ چشم ترجیحا رنگین ( آبی باشه بهتره ... شنیدی میگن ... میگن اسمش ثریاست .. چشاشهمرنگ دریاست )

-
ابداً ، تاکید میکنم ابداً عینکی نباشه ! ( آقا لنزم همون عینکه دیگه منتها- این روشه- اون توشه )

-
دماغ عملی نباشه از 35 به اون ور یه مقاله خوندم افت میکنه ، گوشتی میشه !

-
مادرش نباید چاق باشه ( این خیلی مربوط میشه چون این دسته گل به همسایه نکشیده که
...
علم ژنتیک ثابت کرده به مادرش میکشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، یعنی
اینم پا به سن بگذاره چاق میشه ... منم یه مردم پس فردا این چاق میشه من منحرف میشم !-
جامعه ما هم که پر شده از گرگ های انسان نما ... شوهر داری به خدا سخته )


-
استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم میکشه به این دیگه )

-
مو حتما بلند ، اکیداً عرض میکنم بلند ( زن باید موش بلند باشه ، یعنی چی جدیدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو میندازن گل شونشون عقب پیش پیشی میبندن ، زنا کوتاه میکنن آدم

میترسه خونه راهشون بده ... فکر میکنی سرباز فراری )

-
رقص عالی ( جینگیل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصمافول میکنه )


-
حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سیاه ....

-
ابروهاش پر باشه که بعد از یه مدت بتونه اینو مدلشو عوض کن حوصلمون سر نره


-
رویش موهاش کم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرایشگاه )

-
صداش نرم باشه ، چیطوری بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم میخواد
تلفنی حرف بزنه سکته نکنه ! زبانم بلد نبود حتما لهجه اش رو داشته باشه

-
پیشونیش بلند باشه پاهاش ( انگشتای پاش) قشنگ باشه که پس فردا تابستون صندل پوشید
آدم یاد پاهای اون یارو تو چی بود اسمش ؟ ( این تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش یادم رفته ) نیافته

ب : مشخصات مالی

-
تک دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا میراث خور بشه)

-
ترجیحا پدرش بالا 65 باشه - یا سیگاری باشه یا سابقه سکته قلبی مغزی یا هم سرطان داشته
باشه

-
حتما متکمن باشه باباش

-
باباش یا ماکسیما داشته باشه یا پرادو یا سوناتا هم بود ایب نداره ... دیگه هیچی هیچی یه زانتیایی مزدایی چیزی
داشته باشه پس فردا ماشین عروس آبرو ریزی نشه

-
موبایل (0912 خوب آنتن بده) گوشی حتما نوکیا

-
خودش حتما شاغل باشه ( بابا این حرفای سنتی رو کنار بزارید ... تو هزاره سوم زن و مرد بایددوشادوش هم کار کنن)

-
مهریه یک سکه بهار آزادی به نیت خودش

-
جهیزیه درست حسابی بیاره شامل :

-
مبل نشیمن

-
مبل پذیرایی

-
مبل نهار خوری

-
مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تیر تخته بیاره بزاره وسط - دیپورتمیکنم با خودش همشو خونه باباش من شوخی ندارم ها )

-
سرویس آشپزخونه اش قابله و .... همه تیفال

-
سرویس چاقو و قاشق چنگال زورینگر

-
یخچال حتمن ساید بای ساید ازینا که یخ تیلینگ تیلینک تف میکنن بیرون رنگشم استیل باشهسفید خز شد رف پی کارش

-
سورخکن ( واوش بخاطر لهجه بودا)

-
تستر

-
ساندویچ میکر

-
و وسائل برقی آشپزخونه هم یا مولینکس یا سامسونگ یا دوو ... ( برنداری چرخ گوشت و آبمیوهگیری پارس خزر بیاری )

-
همینطور جارو برقی و ...

-
لوازم صوتی و تصویری کامل

-
سینما خانوادگی با این تلوزیونای فلت سامسونگ یا سونی که مثل هیچکدام دیگر نیست

-
لباسشویی کنوود

-
اجاق گاز اگرم خارجی نمیاره یا پادیسان یا سینجر ( اطلاعات تکمیلی بعدا به اطلاع میرسونیم)

-
عروسی هم نیمیگیریم ، من به خاطر عشق میگم ! الان دیگه این تشریفات و تجملات که مایه
بقای زندگی نیست .... میریم یه سفر با هم مشهد بر میگردیم میریم سر خونه زندگیمون مثل دوتا
گنجیشک عاشق کیش و دوبی و ترکیه و آنتالیا ... اینا آخه خوب نیست مشهد تبرکه ، نیت مقدسهمن به خاطر این میگم

ج : مشخصات تحصیلی

-
حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو

-
دانشجوهای محترم دانشگاه آزاد در صورتی که تعهد کتبی ازخانوادشون داشته باشن که شهریه
دانشگاهشون تا قرون آخر پای اوناس میتونن ثبت نام کنن

-
دانشجوهای عزیز دانشگاه سراسری هم باید تعهد داشته باشن که مخارج جانبی پرداخت میشه
) آقا زن میگیرم صلواتی بورس تحصیلی نمیدیم که )

-
ترجیحا دانشجوی کامپیوتر یا رشته های مشابه فنی که پولساز باشه ... میخوام چیکار بره
دامپروری(دامپیوتر) بخونه از پس فردا بیاد ور دلم بشینه چت کنه!

چهار نفر به قید قرعه به عنوان همسر ثابت و دیگر شرکت کنندگان فله ای صیغه

مهم: محدودیت سنی: فقط 19 تا 22 سال

( برای حفظ جمع محوری عزیزانی که سنشون بالاتر
هستش میتونن به عنوان خواهر در معیت و پا در رکاب ما باش :فرنگیا میگن فمیل فرند)

 



 

 

 
+ تاریخ دوشنبه چهارم مهر 1390 ساعت 10:10 نویسنده نازی جیگر |

 

سلام به دوستای بامعرفت و گلم :

امیدوارم همتون خوب و سرحال باشین .........

روز پنجشنبه ۳۱ شهریور قرار بود من و چند تا از دوستای دانشجوم همراه استادمون بریم اتاق عمل و اونجا از

نزدیک بدنیا اومد بچه رو نظاره کنیم .....

دو ساعت طول کشید تا بچه بدنیا اومد اول گریه میکرد ولی هنوز ده دقیقه نگذشته بود که دیگه نفس

 نکشیددکترو پرستارها هرکاری کردن اما دیگه برنگشت.........

من واقعا ترسیده بودم ولی کاری جز گریه از دستم برنمیومد

وقتی بابای اون نوزادو دیدم نمیدونستم باید بخاطر تولد بچش بهش تبریک بگم یا به خاطر مرگش تسلیت بگم

اخه اونا نه ما زحمت کشیده بودند چرا باید به جای اینکه واسه بچشوت جشن تولد بگیرن باید

 براش مجلس عزا بگیرن ؟

ولی خدا هم بی انصافی کرد چرا نخواست دل این پدرومادرو شاد کنه

راستی دکتر وپرستارا وقتی دیدن اون بچه مرد به جای ناراحتی لبخند میزدن یه لحظه حالم از

 همه پزشکا بهم خورد اخه ادم اینقدر سنگدل .........

جالب اینکه اخرهم جنازه رو توی جعبه گذاشتن و دادان به پدرش ببره اون بیچاره حسابی گیج شده بود

واقعا اون روزو فراموش نمیکنم .........

چهره پدری که باید اونموقع دخترکوچولوشو بغل میکرد به جای بچش یه جنازه بغلش بود..........

دکتراوپرستارا که عین خیالشون نبود راحت میخندیدند...........

        به پدر و مادر اون نوزاد تسلیت میگم

+ تاریخ جمعه یکم مهر 1390 ساعت 16:55 نویسنده نازی جیگر |